X
تبلیغات
رایتل

حجم اندوه

1389/06/27 ساعت 10:50

دلم میپژمرد در کوچه های تنگ تنهایی

من امشب باز بیتابم در این افسون شیدایی

تو را گم کرده ام در لحظه های سرد در تردید

کجایی نازنین من مگر بازت نخواهم دید

چرا رنجیده ای از من،شگفتا از غم و دردم

دمی با من بمان ای جان،فدای بودنت گردم

نگاهت میرود تا دور تا خطی ز ناپیدا

درون سینه ی دردم فکندی اینچنین غوغا

بگو با من کدامین دل تو را از من جدا کرده

کدامین دست بی حاصل چنین با من جفا کرده

من و سهمی ز غم از حسرت از اندوه از تقدیر

هجوم سرد خاموشی،تمام حجم یک تقصیر

من و بغضی که نشکفته ست در اندوه و دلتنگی

صف این صخره های هجر سرتاپا همه سنگی

من و مهتاب و یاد تو،دو چشم ناشکیبایم

تو بودی کاش با من تا ابد مهتاب زیبایم

میان سوز اشکم میرسی آیا نمیدانم

به عشقت تا عبور صبح در این کوچه می مانم

نیاز سبز دستانم،تمام ناز لبخندت

دلم با اختیار خود چنین افتاد در بندت

کنار ساحل چشمت،دلم آرام میگیرد

غم و اندوه من با یاد تو آن لحظه میمیرد


پاتینا

1386

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo